فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 247
صبا ز منزل جانان گذر دريغ مدار ، وز او به عاشق بي دل خبر دريغ مدار به شکر آن که شکفتي به کام بخت اي گل ، نسيم وصل ز مرغ سحر دريغ مدار حريف عشق تو بودم چو ماه نو بودي ، کنون که ماه تمامي نظر دريغ مدار جهان و هر چه در او هست سهل و مختصر است ، ز اهل معرفت اين مختصر دريغ مدار کنون که چشمه قند است لعل نوشينت ، سخن بگوي و ز طوطي شکر دريغ مدار مکارم تو به آفاق مي برد شاعر ، از او وظيفه و زاد سفر دريغ مدار چو ذکر خير طلب مي کني سخن اين است ، که در بهاي سخن سيم و زر دريغ مدار
غبار غم برود حال خوش شود حافظ
،
تو آب ديده از اين رهگذر دريغ مدار
تعبیر:
دنیا را سخت نگیر. همه ی کارها، راحت و آسان رو به راه می شود اما سعی و کوشش هم لازم است. بهتر است امیدوار باشی و با اراده ای محکم به راه خود ادامه دهی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 51
لعل سيراب به خون تشنه لب يار من است ، وز پي ديدن او دادن جان کار من است شرم از آن چشم سيه بادش و مژگان دراز ، هر که دل بردن او ديد و در انکار من است ساروان رخت به دروازه مبر کان سر کو ، شاهراهيست که منزلگه دلدار من است بنده طالع خويشم که در اين قحط وفا ، عشق آن لولي سرمست خريدار من است طبله عطر گل و زلف عبيرافشانش ، فيض يک شمه ز بوي خوش عطار من است باغبان همچو نسيمم ز در خويش مران ، کآب گلزار تو از اشک چو گلنار من است شربت قند و گلاب از لب يارم فرمود ، نرگس او که طبيب دل بيمار من است
آن که در طرز غزل نکته به حافظ آموخت
،
يار شيرين سخن نادره گفتار من است
تعبیر:
دوستان خود را فراموش نکن. از عیب جویی بی خردان بیمی به دل راه نده. در امر ازدواج موفق و سعادتمند خواهی شد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 466
اين خرقه که من دارم در رهن شراب اولي ، وين دفتر بي معني غرق مي ناب اولي چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم ، در کنج خراباتي افتاده خراب اولي چون مصلحت انديشي دور است ز درويشي ، هم سينه پر از آتش هم ديده پرآب اولي من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت ، اين قصه اگر گويم با چنگ و رباب اولي تا بي سر و پا باشد اوضاع فلک زين دست ، در سر هوس ساقي در دست شراب اولي از همچو تو دلداري دل برنکنم آري ، چون تاب کشم باري زان زلف به تاب اولي
چون پير شدي حافظ از ميکده بيرون آي
،
رندي و هوسناکي در عهد شباب اولي
تعبیر:
بیهوده غمگین و ناراحت نباش. اگر به آرزو و هدف خود نرسیدی، دنیا به آخر نمی رسد. بهتر است که به کار دیگری بپردازی و روزگار را بر وفق مراد خود بگردانی. به اندازه ی توانایی و قابلیت های خود زندگی کن و خود را برای آرزوهای دور و دراز و دست نیافتنی به خطر نینداز.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 278
شراب تلخ مي خواهم که مردافکن بود زورش ، که تا يک دم بياسايم ز دنيا و شر و شورش سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسايش ، مذاق حرص و آز اي دل بشو از تلخ و از شورش بياور مي که نتوان شد ز مکر آسمان ايمن ، به لعب زهره چنگي و مريخ سلحشورش کمند صيد بهرامي بيفکن جام جم بردار ، که من پيمودم اين صحرا نه بهرام است و نه گورش بيا تا در مي صافيت راز دهر بنمايم ، به شرط آن که ننمايي به کج طبعان دل کورش نظر کردن به درويشان منافي بزرگي نيست ، سليمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
کمان ابروي جانان نمي پيچد سر از حافظ
،
وليکن خنده مي آيد بدين بازوي بي زورش
تعبیر:
از فرصتی که داری استفاده کن وگرنه کسی دیگر از این فرصت سود می برد. به زیردستان خود هم توجه کن. اگر در عین مفام و ثروت، به زیردستان محبت کردی مردی. دامی برایت گسترده اند.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 352
روزگاري شد که در ميخانه خدمت مي کنم ، در لباس فقر کار اهل دولت مي کنم تا کي اندر دام وصل آرم تذروي خوش خرام ، در کمينم و انتظار وقت فرصت مي کنم واعظ ما بوي حق نشنيد بشنو کاين سخن ، در حضورش نيز مي گويم نه غيبت مي کنم با صبا افتان و خيزان مي روم تا کوي دوست ، و از رفيقان ره استمداد همت مي کنم خاک کويت زحمت ما برنتابد بيش از اين ، لطف ها کردي بتا تخفيف زحمت مي کنم زلف دلبر دام راه و غمزه اش تير بلاست ، ياد دار اي دل که چندينت نصيحت مي کنم ديده بدبين بپوشان اي کريم عيب پوش ، زين دليري ها که من در کنج خلوت مي کنم
حافظم در مجلسي دردي کشم در محفلي
،
بنگر اين شوخي که چون با خلق صنعت مي کنم
تعبیر:
مراقب اطرافیان خود باش تا گمراه نشوی. در هر کاری که شروع می کنی با عقل و اندیشه عمل کن تا به نتیجه ی مطلوب برسی. دوستان خود را بشناس تا بتوانی به موقع از آنها استمداد جویی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 149
دلم جز مهر مه رويان طريقي بر نمي گيرد ، ز هر در مي دهم پندش وليکن در نمي گيرد خدا را اي نصيحتگو حديث ساغر و مي گو ، که نقشي در خيال ما از اين خوشتر نمي گيرد بيا اي ساقي گلرخ بياور باده رنگين ، که فکري در درون ما از اين بهتر نمي گيرد صراحي مي کشم پنهان و مردم دفتر انگارند ، عجب گر آتش اين زرق در دفتر نمي گيرد من اين دلق مرقع را بخواهم سوختن روزي ، که پير مي فروشانش به جامي بر نمي گيرد از آن رو هست ياران را صفاها با مي لعلش ، که غير از راستي نقشي در آن جوهر نمي گيرد سر و چشمي چنين دلکش تو گويي چشم از او بردوز ، برو کاين وعظ بي معني مرا در سر نمي گيرد نصيحتگوي رندان را که با حکم قضا جنگ است ، دلش بس تنگ مي بينم مگر ساغر نمي گيرد ميان گريه مي خندم که چون شمع اندر اين مجلس ، زبان آتشينم هست ليکن در نمي گيرد چه خوش صيد دلم کردي بنازم چشم مستت را ، که کس مرغان وحشي را از اين خوشتر نمي گيرد سخن در احتياج ما و استغناي معشوق است ، چه سود افسونگري اي دل که در دلبر نمي گيرد من آن آيينه را روزي به دست آرم سکندروار ، اگر مي گيرد اين آتش زماني ور نمي گيرد خدا را رحمي اي منعم که درويش سر کويت ، دري ديگر نمي داند رهي ديگر نمي گيرد
بدين شعر تر شيرين ز شاهنشه عجب دارم
،
که سر تا پاي حافظ را چرا در زر نمي گيرد
تعبیر:
ریا و دروغ را رها کن تا اعتماد مردم را جلب کنی. صداقت و درستی را پیشه ی خود ساز تا بهتر به هدف خود دست یابی. دوستان و ناصحان خیراندیش را از خود نرنجان زیرا در هر کار به کمک فکری دیگران احتیاج پیدا می کنی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 490
در همه دير مغان نيست چو من شيدايي ، خرقه جايي گرو باده و دفتر جايي دل که آيينه شاهيست غباري دارد ، از خدا مي طلبم صحبت روشن رايي کرده ام توبه به دست صنم باده فروش ، که دگر مي نخورم بي رخ بزم آرايي نرگس ار لاف زد از شيوه چشم تو مرنج ، نروند اهل نظر از پي نابينايي شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان ، ور نه پروانه ندارد به سخن پروايي جوي ها بسته ام از ديده به دامان که مگر ، در کنارم بنشانند سهي بالايي کشتي باده بياور که مرا بي رخ دوست ، گشت هر گوشه چشم از غم دل دريايي سخن غير مگو با من معشوقه پرست ، کز وي و جام مي ام نيست به کس پروايي اين حديثم چه خوش آمد که سحرگه مي گفت ، بر در ميکده اي با دف و ني ترسايي
گر مسلماني از اين است که حافظ دارد
،
آه اگر از پي امروز بود فردايي
تعبیر:
از رنج ها و مشکلات، در غم و اندوهی. غم و غصه و حسرت کشیدن نمی تواند چاره ی مشکلات تو باشد. بهتر است دامن همت به کمر بزنی و با نیروی اراده و سعی خود مشکلات را حل کنی. دوستان خود را بشناس و در انتخاب آنها دقت کن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 312
بشري اذ السلامه حلت بذي سلم ، لله حمد معترف غايه النعم آن خوش خبر کجاست که اين فتح مژده داد ، تا جان فشانمش چو زر و سيم در قدم از بازگشت شاه در اين طرفه منزل است ، آهنگ خصم او به سراپرده عدم پيمان شکن هرآينه گردد شکسته حال ، ان العهود عند مليک النهي ذمم مي جست از سحاب امل رحمتي ولي ، جز ديده اش معاينه بيرون نداد نم در نيل غم فتاد سپهرش به طنز گفت ، الان قد ندمت و ما ينفع الندم
ساقي چو يار مه رخ و از اهل راز بود
،
حافظ بخورد باده و شيخ و فقيه هم
تعبیر:
به زودی به مراد و آرزوی خود می رسی. قدر لحظات را بدان و موقعیت شناس باش. در غیر اینصورت نادم و پشیمان خواهی شد. با هر کسی راز خود را در میان نگذار.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 125
شاهد آن نيست که مويي و مياني دارد ، بنده طلعت آن باش که آني دارد شيوه حور و پري گر چه لطيف است ولي ، خوبي آن است و لطافت که فلاني دارد چشمه چشم مرا اي گل خندان درياب ، که به اميد تو خوش آب رواني دارد گوي خوبي که برد از تو که خورشيد آن جا ، نه سواريست که در دست عناني دارد دل نشان شد سخنم تا تو قبولش کردي ، آري آري سخن عشق نشاني دارد خم ابروي تو در صنعت تيراندازي ، برده از دست هر آن کس که کماني دارد در ره عشق نشد کس به يقين محرم راز ، هر کسي بر حسب فکر گماني دارد با خرابات نشينان ز کرامات ملاف ، هر سخن وقتي و هر نکته مکاني دارد مرغ زيرک نزند در چمنش پرده سراي ، هر بهاري که به دنباله خزاني دارد
مدعي گو لغز و نکته به حافظ مفروش
،
کلک ما نيز زباني و بياني دارد
تعبیر:
فریب ظواهر زیبا را مخور. در زندگی به دنبال کمال و سیرت زیبا باش. با هر کسی مشورت نکن. فقط دوستان واقعی را محرم اسرار بدان. مغرور نباش. به نصایح دوستان گوش کن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 137
دل از من برد و روي از من نهان کرد ، خدا را با که اين بازي توان کرد شب تنهاييم در قصد جان بود ، خيالش لطف هاي بي کران کرد چرا چون لاله خونين دل نباشم ، که با ما نرگس او سرگران کرد که را گويم که با اين درد جان سوز ، طبيبم قصد جان ناتوان کرد بدان سان سوخت چون شمعم که بر من ، صراحي گريه و بربط فغان کرد صبا گر چاره داري وقت وقت است ، که درد اشتياقم قصد جان کرد ميان مهربانان کي توان گفت ، که يار ما چنين گفت و چنان کرد
عدو با جان حافظ آن نکردي
،
که تير چشم آن ابروکمان کرد
تعبیر:
انتظاری که از رسیدن به هدف داشتی برآورده نشده است و به آرزوهایت نرسیده ای. با ناله و شکوه هیچ کاری درست نمی شود. نا امید نباش و در روشی که انتخاب کرده ای تجدید نظر کن و با عقل و تدبیر به سوی هدف برو.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 495
مي خواه و گل افشان کن از دهر چه مي جويي ، اين گفت سحرگه گل بلبل تو چه مي گويي مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقي را ، لب گيري و رخ بوسي مي نوشي و گل بويي شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن ، تا سرو بياموزد از قد تو دلجويي تا غنچه خندانت دولت به که خواهد داد ، اي شاخ گل رعنا از بهر که مي رويي امروز که بازارت پرجوش خريدار است ، درياب و بنه گنجي از مايه نيکويي چون شمع نکورويي در رهگذر باد است ، طرف هنري بربند از شمع نکورويي آن طره که هر جعدش صد نافه چين ارزد ، خوش بودي اگر بودي بوييش ز خوش خويي
هر مرغ به دستاني در گلشن شاه آمد
،
بلبل به نواسازي حافظ به غزل گويي
تعبیر:
از زندگی خود بهره ی لازم را بگیر. بیهوده خود را به خاطر مال و ثروت دنیا و افکار پوچ، دچار رنج و زحمت نکن. فرصتها را غنیمت بدان و آنها را بیهوده از دست نده. زندگی دارای نشیب و فراز بسیار است. اگر امروز به کام تو است فردا ممکن است با ندانم کاری ها دچار رنج و مصیبت شوی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 15 مهر 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 231
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آيد ، گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآيد گفتم ز مهرورزان رسم وفا بياموز ، گفتا ز خوبرويان اين کار کمتر آيد گفتم که بر خيالت راه نظر ببندم ، گفتا که شب رو است او از راه ديگر آيد گفتم که بوي زلفت گمراه عالمم کرد ، گفتا اگر بداني هم اوت رهبر آيد گفتم خوشا هوايي کز باد صبح خيزد ، گفتا خنک نسيمي کز کوي دلبر آيد گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت ، گفتا تو بندگي کن کو بنده پرور آيد گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد ، گفتا مگوي با کس تا وقت آن درآيد
گفتم زمان عشرت ديدي که چون سر آمد
،
گفتا خموش حافظ کاين غصه هم سر آيد
تعبیر:
در آرزوی جلب محبت کسی هستی. با کمی صبر و صداقت به مقصود خود خواهی رسید.به خداوند توکل داشته باش تا غمها و غصه هایت به پایان برسد.